پلمپش کردم.....
سلام به رفقای باحال خودمون.بچه ها شرمنده من اصلا وقت نمی کردم
بیام اینجا...الانم می خواستم بگم دیگه این وبلاگو مدیریت نمی کنم.چون
اصلا وقت نمی کنم .ولی یه وبلاگ دیگه دارم که آدرسش :
حتما یه سری بیاین پیشمون نمیشین
یا علی خوش باشید.![]()
![]()
بیا2_درمورد محسنه
سلام به رفقای باحال خودمون.بچه ها شرمنده من اصلا وقت نمی کردم
بیام اینجا...الانم می خواستم بگم دیگه این وبلاگو مدیریت نمی کنم.چون
اصلا وقت نمی کنم .ولی یه وبلاگ دیگه دارم که آدرسش :
حتما یه سری بیاین پیشمون نمیشین
یا علی خوش باشید.![]()
![]()
سلام دوستان ...یه چندتا عکس میذارمو شما را به خیرو مارو به سلامت
طبق معمول مال وبلاگه مهرناز عزیزه که واقعا دستش درد نکنه....
سلام سلام به همه اونایی که مثله من دلشون از همه چیزو همه کس گرفته...
بچه هامن که این روزا خیلی دلم گرفته.....خدا واسه هیچکس نخواد.... من از این
دنیای فانی خسته ام....خیلی..تازه شماهم که یه سراغ نمی گیرید ازما...
من ازهمین بی وفایی خسته شدم.... می فهمید؟
سلام بچه ها....من یه چندتا عکس پیدا کردم البته از وب مهرنازعزیزه....بهتون گفته
بودم وب خیلی نازی داره.....اینم وبش..
مهرنازعزیز...خیلی نازه!! باورکن
اینا مال بازیه فوتباله....
سلام دوستان گلم....ببخشیدکه خیلی ریز نوشتم ولی دستم تا اومدم بنویسم قلم
شد باورکن...یه عمره اینجاییم ٬جوونیمون ازدست رفت...![]()
خوب کجابودیم؟ آهان اونجایی که دوستم گفت بذار زنگ بزنم ببینم سرویسمون رفته
یانه؟؟ آقا دوستم زنگ زدبه یکی ازدوستاش که تو سرویسمون بود...منم تو اون
سرما ایستاده بودمو دستامو می بردم جلو دهنمو ها میکردم... دوستم پرسید
سلام تو کجایی آیا؟؟ گفت من تو خونم...!!!! دوستم پشت گوشی چنان دادی زد که
من خودم ۳مترپریدم بالا ٬اون مغاره داره هم که یه مرده پیربود فکرکنم شکته زد....
منم اونجا هم فکر عابرو بودم هم نمیدونستم چی بگم....![]()
گوشی رو قطع کردو
همون وسط می خواست با پوستر سیاوش خیرابی که ازمغازه گرفته بود بزنه تو سرم
چون من پیشنهاددادم که بریم مدرسه........![]()
خلاصه ۸۰۰ کیلومتررو دوباره رفتیم
تارسیدیم به ایستگاه تاکسی... خوشبختانه ماشین بود.... تازه اون روز من
میخواستم باهاشون بیرون نرم آخه من یه چیزی میدونم که نمی رفتم....خلاصه
رسیدیم به وطنمون....چندساعت دوری از وطن.....بوی وطن...بوی خوش او ....
هیچ چیز بهترازاین لحظه نبود![]()
![]()
![]()
![]()
اینم از سرگذشت ما تواین یه روز.....
خوش باشید.....دوستون دارم....کیوان هم بایه سریالی به اسم راه شیری قرارداد
بسته باورکن....به امید اون روز![]()
![]()
سلام دوستان عزیزم.....امیدوارم خوب باشید من که اصلا .............بی خیال...
قابل توجه شما عزیزان بگم سرفرصت ادامه ی داستان را براتون می نویسم...یه
نگاه به ساعت بندازید۲۲:۵۰...فقط چیزی که هستش خدمتتون عرض کنم...که فیلم
ازنفس افتاده راکه چندسال پیش ازشبکه یک پخش می کردندالان هم ازشبکه
اصفهان پخش می کنند..حتما ببینی...فیلم خیلی خوبیه....باورکن..چون اشکان
خطیبی بازی می کنه....درمورد انقلابه دیگه...بعدشم چیزی که هستش اشکان
خطیبی اولین کسیه که من بهش علاقه مند شدم یعنی اینکه اول اشکان٬بعدمحسن
جدی میگم..... نقششو خیلی قشنگ بازی می کنه....خیلی...خیلی..چندتا؟ ۸۰۰تا
موفق باشید..فعلابای بای دوستان گلم....![]()
![]()
![]()
درپرده ی افکارشهیدان خدا آوای جنون نینوا دارد دل
سلام سلام....دوستان خوبم.....من خیلی دلم گرفته ....خیلی البته این یه حس
غریزیه!!!باورکن...هرسال محرم همینجورمیشم..........
خوب همونطورکه دیشب گفتم کلی اتفاق برام افتاد توی این چندروز....که مشتاقم
براتون تعریف کنتم٬اگرکه قابل میدونید : یاعلی برو پایین........
.
.
.
.
خوب عرضم به خدمتتون که یه روز امتحانمون تموم شده بود قرار گذاشتیم بریم با
چندتا رفیق رفقا بریم یه پیتزایی بزنیم به بدن.....نه نمیگم جاتون خالی چون.....
..خلاصه همه چادربه سرشدیم و
بله پس چی فکر کردید.......خلاصه
رفتیم سرخیابون تا یه ماشین بگیریم....حالا مگه ماشین پیدا میشد.....هوا هم سرد
تا اینکه بعدنودوبوقی یه ماشین رسید خوب فکرکنید ماشین
منتظر وایساده بود ماهم سر اینکه کی جلو بشینه
یعنی کسی نمی
خواست جلو بشینه !!!منم گفتم شما دعواتونو بکنید وخودم رفتم نشستم عقب....
.خلاصه
سوارشدیم والبته با کلی دعوا...جروبحث.... .تا رسیدیم به خیابون پاتوقمون(پیتزا فروشی خوب حالا
کلی راه رو پیاده رفتیم تا برسیم به پیتزا فروشی بعدکه رفتیم دیدیم خاکتوسرمون شدوبدبخت شدیم..
چرا؟؟ چون چ چسبیده به را!!!
چون پیتزافروشیه خراب شده بودوانگارکه یه زلزله۳۰۰
ریشتری اومده باشه ها ٬همونطور!!!
خلاصه گفتیم تا ضایع نشدیم ازهمونجا
دوربزنیم....خوب رفقا گفتندحالاکه این همه راه اومدیم بیاید بریم همبرگربخوریم....
حالا تو این هاگیرواگیری همه قبول کردن فقط یکی ازدوستام می گفت من تو این
هفته ازبس همبر خوردم گلاب به روتون.........آره دیگه.....کلی باهاش حرف زدیم تا
بیاد ولی گوشش به این حرفا بدهکارنبودکه نبود
یکی ازدوستام که خسته
شده بود گفت اصلا میریم بستنی می خوریم...آخه یکی نبود به این بشربگه خر تو
تو زمستون بستنی می خوره که شما می خواید برید بستنی خوری....![]()
حالا همگی قبول کردند
من قبول نمیکردم....اونم اعصابش رفت رو ویبره و
بدون اینکه به ما چیزی بگه زدورفت....ماهم گفتیم به جهنم مگه تهفه ای ....
تا بالاخره کلی دوستام بهم چیز گفتند(چیز) که قبول کردم بریم...خوب مثه لشکر
شکست خورده راه افتادیم ورسیذیم بستنی فروشی....ازشانس گند ما بستنی
نداشتند..
میتونید تصورکنید اون لحظه چه حسی داشتیم... گفتیم خوب
باشه یه درک میریم مدرسه که باسرویس بریم خونه....دوباره ۸۰۰ کیلومتر رفتیم تا
رسیدیم به یه خیابونی که پیتزا فروشی داشت
خوب چه فرصتی بهترازاین؟؟
حالا رفته بودیم در مغازه ووایساده بودیم وانتخاب میکردیم که چی سفارش بدیم....
باکلی جروبحث به توافق رسدیم
وقتی رفتیم تو باکلی اعتمادبه نفس سربالا
سفارش دادیم که یهو گفت امروزپیتزا نمی پذیم.....
واااااااااااااااای!!!!!!
دوستم کلی فحش وبدو بیراه گفت(آخه شما که چیزی نمیپذیدچرا دراین بی صاحاب
شده را باز کردید) به راه افتادیم به طرف مدرسه.....چندمتری بیشتربامدرسه
فاصله نداشتیم که دوستم گفت بذارزنگ بزنم ببینم سرویس رفته آیا یا نه؟؟؟
.
.
.
.
.
خوب بچه ها اوضاع بیشترازاونی که فکرشو بکنید خیته...همیشه تا میام بنویسم یه
اتفاقی میفته...بقیه اش باشه برای بعد....فعلا یاعلی ...ماراتو این شبای عزیز یادتون
نره....یاعلی...التماس دعا ....![]()
![]()
![]()
این چه شمعی است که عالم همه دیوانه ی اوست
فرارسیدن ایام محرم الحرام وهمچنین تاسوعا وعاشورای حسینی را تسلیت عرض
می کنم...![]()
![]()
![]()
![]()
سلام سلام سلام...............بچه ها خوب هستید...به خدا من خیلی وقته اینجام
بایدبرم ولی به زودی برمی گردم کلی حرف باهاتون دارم........ کلی اتفاق برام تو
این مدت افتاد که باید براتون تعریف کنم .......فعلا یاعلی

عکسا باید مربوط به ایام محرم باشه ولی گفتم که فعلا اوضاع خیلی خیته .راستی بچه ها اگه
می بینید روی صفحه یه مربع هایی که به شکل ضربدر هستند روی هوا واسه خودشون قدم میرنند
هیچ اتفاقی نیفتاده به اعصاب ضعیفتون مسلط باشید....اینا یعنی حالا ستاره های درخشنده هستند
که شاهکاربهار۲۰ هست....حالا شاید درست شد گریه نکنید....توروخدا ....نیگا کنا...والبت ازدوستان
عزیزم که نظردادی مچکرم(مهسا٬سیمین سروه٬ راماو........باورکنید یادم نیست بقیتونو) به بزرگیه
خودتون ببخشید.ان شااله تو آپ بعدی....بای بای
سلام دوستای گلم.امیدوارم که بهتون خوش گذشته باشه..چی؟
آهان چی خوش گذشته باشه؟؟ خوب معلومه دیگه!!امتحاناتتون
با نمره های درخشانتون ![]()
والبت امیدوارم تاحالا امتحاناتونو با نمره
های خوب پاس کرده باشید....
..خوب چه خبرا..؟؟ خوب همونطورکه
گفتم این وبلاگ به اینجا منتقل شدودلیلشم براتون گفتم که ازاین درس
نتیجه می گیریم: ۱.فضولی(کنجکاویه) زیادی کاردستمون میده.
۲زیادی برای یه کاری ذوق نداشته باشید که یه موقع مثل من بدبخت
نشید.وبخوره تو ذوقتون....خوب همونطورکه قبلا گفتم برای سیاوش
قراربود تولد بگیریم ولی بعداز امتحانات این قرارو گذاشتیم که بازم میگم
ذوق زیادی بنده رخصت این کارو ندادو الان می خوام بگیرم ولی ...
چون می خوام اینجا ازمحسن عکس بذارم شما لطف کنید برای دیدن
وشرکت در جشن تولد سیاوش جان برید ادامه مطلب![]()
این روزا
همه میرن ادامه مطلب شما چه طور؟؟؟![]()
بچه هابرید تولدسیاوش یه سر بزنید خیلی خوش میگذره..
من توی این قسمت می خوام عکس بذارم....عکس از محسن اونم
فقط ببینید.........
وااااااااای اینجارا یادتونه....؟؟ آخرین قسمت ماه محبوب ...احسان داشت ازمحسن تعریف می کرد محسنم دستشو گرفته بود دم دهنشو می خندید ولی من میدونم یه بغض توی گلوش گیر کرده بود که اگه بازم احسان ادامه میداد این بغض می ترکید...خنده ش تلخ بود من خودم میتونم تشخیص بدم که الان آدم چه حسی داره....باورکن....باورت نمیشه......
یه عکس ازخودت برام بذارتا بهت بگم....
به محسن عزیزم
اینجاهم دوتاییشون توی برنامه چشم اندازند...
قیافه محسن مغزت هنگ نکنه.......
ماله فیلم ماهی کوچولوها دعا می خواننده...



خوب امروز بسه خیلی خسته شدم.........تازه عصرهم می خوام برم خونه عموم......چه خبره؟؟؟شیرینی خورونه دخترعمومه.........چه شود وسط امتحانات.................................... بچه ها خداییش خیلی خسته شدم...نظر یادتون نره هاااا وگرنه منم ![]()
موفق باشید...یاعلی درپناه حق ....
سلام دوستان عسیسم.من قبل از امتحانات اومدم چون
می خواستم بهتون بگم که اون وبمو به دلیل کنجکاوی زیادم
(غیر فعال شدن نظراتم)به اینجا انتقال دادم
حالا شاید این وبم
قشنگتربشه وچیزی که هستش سعی می کنم همه اون
عکسا ومطالب قبلی را توی این وب هم بذارم. موفق باشید.
راستی بعداز امتحاناتم منتظر یک تولد خوشمل برای سیاوش
جان باشید.درضمن اگر قالب وبم بهترشده حتما توی نظرات
بگید..نه اینکه نظراتم زیادبشه نه
فقط چون که نظراتتون برام
مهمه. باورکن!!
درپناه حق.یاعلی .منتظرتون می مونم.